اسمNomen
Zoll
der/[tsɔl]
جمع: Zölle
ملکی: Zolls
معانی
1. عوارضِ گمرکی، حقوقِ گمرکیبیشتر▾
• Ich muss Zoll bezahlen.باید عوارضِ گمرکی بپردازم.
• Auf importierte Autos wird oft ein hoher Zoll erhoben.روی خودروهای وارداتی اغلب عوارضِ گمرکیِ بالایی وضع میشود.
• Die neu eingeführten Zölle auf Stahl und Aluminium haben internationale Handelskonflikte weiter verschärft.عوارضِ گمرکیِ تازهوضعشده روی فولاد و آلومینیوم، تنشهای تجاریِ بینالمللی را بیشتر تشدید کرده است.
2. گمرک (اداره یا پاسگاهِ گمرکی)بیشتر▾
• Der Zoll kontrolliert die Koffer.گمرک چمدانها را بازرسی میکند.
• Am Flughafen wurde er vom Zoll angehalten und musste seinen Koffer öffnen.در فرودگاه گمرک او را متوقف کرد و او مجبور شد چمدانش را باز کند.
• Der Zoll beschlagnahmte bei der Kontrolle mehrere Kilogramm Kokain, die in präparierten Möbelstücken versteckt waren.گمرک هنگامِ بازرسی چندین کیلوگرم کوکائین را که در قطعاتِ اثاثیهٔ دستکاریشده پنهان شده بود، توقیف کرد.
3. اینچ (واحدِ طول، حدودِ ۲٫۵۴ سانتیمتر)بیشتر▾
• Der Bildschirm ist 20 Zoll groß.صفحهنمایش بیست اینچ است.
• Früher wurden Entfernungen oft in Zoll statt in Zentimetern angegeben.قدیمها فاصلهها اغلب به اینچ بیان میشدند، نه به سانتیمتر.
• Trotz der internationalen Umstellung auf das metrische System wird die Bildschirmdiagonale bis heute meist in Zoll angegeben.با وجودِ گذارِ بینالمللی به سیستمِ متریک، قطرِ صفحهنمایش تا امروز عمدتاً به اینچ بیان میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
