قید حالتModaladverb

zu viel

[tsuː fiːl]

معانی

• Die Suppe hat zu viel Salz.سوپ نمکِ زیادی دارد.
• Er hat gestern Abend eindeutig zu viel getrunken.او دیشب واضحاً زیادی نوشیده بود.
• Wer zu viel verspricht, ohne die eigenen Möglichkeiten realistisch einzuschätzen, riskiert am Ende, das Vertrauen der anderen zu verlieren.کسی که بیش از حد قول می‌دهد، بدونِ اینکه امکاناتِ خودش را واقع‌بینانه بسنجد، در نهایت خطرِ از دست دادنِ اعتمادِ دیگران را به جان می‌خرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی