zu
معانی
1. نزدِ، پیشِ (نزدیکیِ یک شخص یا مکان)بیشتر▾
2. به (مقصد، جهتِ حرکت)بیشتر▾
3. رو به، در جهتِ (اشاره به سمتی)بیشتر▾
4. در (اقامتگاه/مکانِ ثابت، مثلِ zu Hause)بیشتر▾
5. با، همراهِ، علاوهبربیشتر▾
6. در، بههنگامِ (زمان یا مناسبت)بیشتر▾
7. با، بهوسیلهٔ (شیوه یا وسیله)بیشتر▾
8. به قیمتِ، به ازایِ (قیمت، اندازه، مقدار)بیشتر▾
9. در برابرِ، نسبت به (نسبت، امتیاز)بیشتر▾
10. برایِ، بهمنظورِ (هدف)بیشتر▾
11. بهمناسبتِ (رویداد، جشن)بیشتر▾
12. در موردِ، راجعبهبیشتر▾
13. نسبتبه، در برابرِ (نگرش یا رفتار)بیشتر▾
14. تبدیلشدن به (در ساختارِ zu etwas werden)بیشتر▾
15. علامتِ مصدر پیش از فعل (zu + Infinitiv)بیشتر▾
16. قید بهمعنیِ «بیش از حد»بیشتر▾
17. بسته (بهصورتِ صفتِ مسندی)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
