صفتAdjektiv
zufrieden
[tsuˈfriːdn̩]
| zufrieden | zufriedener | am zufriedensten |
معانی
1. راضی، خشنود، قانعبیشتر▾
• Ich bin mit meiner neuen Wohnung zufrieden.من از آپارتمانِ جدیدم راضیام.
• Der Chef war mit den Ergebnissen des Teams sehr zufrieden.رئیس از نتایجِ تیم خیلی راضی بود.
• Obwohl er beruflich viel erreicht hatte, wirkte er innerlich nie wirklich zufrieden.با اینکه او از نظرِ شغلی به دستاوردهای زیادی رسیده بود، هرگز واقعاً از درون راضی بهنظر نمیرسید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
