فعلVerb
zugeben
[ˈtsuːɡeːbn̩]
Präsens: gibt zu
Präteritum: gab zu
Perfekt: hat zugegeben
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe zugegeben | gab zu | gebe zu | ich |
| hast zugegeben | gabst zu | gibst zu | du |
| hat zugegeben | gab zu | gibt zu | er/sie/es |
| haben zugegeben | gaben zu | geben zu | wir |
| habt zugegeben | gabt zu | gebt zu | ihr |
| haben zugegeben | gaben zu | geben zu | sie/Sie |
معانی
1. اعتراف کردن، اقرار کردن (به کاری)بیشتر▾
• Er gibt seinen Fehler nicht zu.او اشتباهش را اعتراف نمیکند.
• Sie musste vor Gericht zugeben, dass sie gelogen hatte.او مجبور شد در دادگاه اعتراف کند که دروغ گفته است.
• Erst nach stundenlangem Verhör gab der Verdächtige widerwillig zu, in der Tatnacht am Tatort gewesen zu sein.مظنون تنها پس از ساعتها بازجویی، با اکراه اعتراف کرد که در شبِ حادثه در صحنهٔ جرم بوده است.
2. تصدیق کردن، پذیرفتن (نکته یا حقیقتی را)بیشتر▾
• Ich muss zugeben, dass du recht hast.باید بپذیرم که تو حق داری.
• Er gab zu, dass ihr Plan besser war als seiner.او پذیرفت که نقشهٔ او بهتر از نقشهٔ خودش بود.
• Auch die schärfsten Kritiker mussten zugeben, dass die Reform in vielen Bereichen tatsächlich Verbesserungen gebracht hatte.حتی سرسختترین منتقدان هم مجبور بودند بپذیرند که این اصلاحات واقعاً در بسیاری از زمینهها بهبود ایجاد کرده است.
3. اجازه دادن، قبول کردن، جایز شمردن (کاری را)بیشتر▾
• Das Regelwerk gibt keine Ausnahmen zu.این مقررات هیچ استثنایی را قبول نمیکند.
• Die Situation gab keine langen Diskussionen zu.این وضعیت بحثهای طولانی را جایز نمیشمرد.
• Die knappe Zeit vor der Abfahrt gab keine weiteren Verzögerungen mehr zu.وقتِ کمِ باقیمانده پیش از حرکت، دیگر هیچ تأخیرِ بیشتری را جایز نمیشمرد.
4. اضافه دادن، بیشتر دادن (چیزی به مقدار)بیشتر▾
• Der Verkäufer gab noch ein paar Äpfel zu.فروشنده چند سیبِ دیگر هم اضافه داد.
• Beim Wiegen gab sie großzügig etwas mehr Käse zu.او هنگامِ توزین، بزرگوارانه کمی پنیرِ بیشتر اضافه داد.
• Der Bäcker gab den Stammkunden am Ende der Woche traditionell noch ein Brötchen gratis zu.نانوا طبقِ رسم، در پایانِ هفته یک نانِ کوچکِ دیگر رایگان به مشتریانِ ثابت اضافه میداد.
5. اجرایِ اضافه انجام دادن (در کنسرت، تئاتر)بیشتر▾
• Die Band gab noch zwei Lieder zu.گروه دو آهنگِ اضافه هم اجرا کرد.
• Nach dem tosenden Applaus gab die Sängerin eine weitere Zugabe zu.بعد از تشویقِ پرشور، خواننده یک اجرایِ اضافهٔ دیگر هم اجرا کرد.
• Als das Publikum minutenlang stehend applaudierte, gab das Orchester schließlich noch ein weiteres Stück zu.وقتی تماشاگران دقیقهها ایستاده تشویق کردند، ارکستر بالاخره یک قطعهٔ دیگر هم بهعنوانِ اجرایِ اضافه اجرا کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
