صفتAdjektiv

zugegen

[tsuˈɡeːɡn̩]

معانی

• Der Minister war bei der Eröffnung zugegen.وزیر در مراسمِ افتتاحیه حضور داشت.
• Bei der Vertragsunterzeichnung waren beide Anwälte zugegen.در هنگامِ امضایِ قرارداد هر دو وکیل حضور داشتند.
• Trotz der angespannten politischen Lage waren Vertreter aller Parteien bei der Trauerfeier zugegen, um ihren Respekt zu zeigen.با وجودِ اوضاعِ سیاسیِ پرتنش، نمایندگانِ همهٔ احزاب در مراسمِ ختم حضور داشتند تا احترامِ خود را نشان دهند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی