اسمNomen

Zügellosigkeit

die/[ˈtsyːɡəlˌloːzɪçkaɪt]
ملکی: Zügellosigkeit

معانی

• Die Zügellosigkeit seines Verhaltens erschreckte alle.بی‌بندوباریِ رفتارِ او همه را ترساند.
• Nach dem Krieg herrschte in der Stadt eine Zeit der Zügellosigkeit und Gesetzlosigkeit.بعد از جنگ، در شهر دوره‌ای از بی‌بندوباری و بی‌قانونی حاکم بود.
• Historiker beschreiben die letzten Jahre des Kaiserreichs oft als eine Epoche moralischer Zügellosigkeit und wirtschaftlichen Verfalls.مورخان اغلب سال‌های پایانیِ امپراتوری را دوره‌ای از بی‌بندوباریِ اخلاقی و زوالِ اقتصادی توصیف می‌کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی