قید مکانLokaladverb

zuoberst

[tsuˈoːbɐst]

معانی

• Das rote Buch liegt zuoberst.کتابِ قرمز بالاترین (روی همه) قرار دارد.
• Sie legte die frisch gewaschenen Handtücher zuoberst in den Schrank.او حوله‌های تازه‌شسته را در بالاترین قسمتِ کمد گذاشت.
• Auf der Liste der dringendsten Reformen steht die Modernisierung des Gesundheitssystems ganz zuoberst.در فهرستِ فوری‌ترین اصلاحات، نوسازیِ نظامِ سلامت کاملاً در رأس قرار دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی