قید مکانLokaladverb

zuunterst

[tsuˈʔʊntɐst]

معانی

• Das Buch liegt zuunterst.کتاب زیرِ همه قرار دارد.
• Leg die schweren Kisten zuunterst, damit nichts kaputtgeht.جعبه‌های سنگین را زیرِ همه بگذار تا چیزی خراب نشود.
• In dem alten Aktenschrank fand sie das gesuchte Dokument schließlich zuunterst in einer verstaubten Schublade.او سرانجام سندِ موردنظرش را در پایین‌ترینِ کشوی گردگرفتهٔ کمدِ پرونده‌های قدیمی پیدا کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی