فعلVerb
zupacken
[ˈtsuːˌpakn̩]
Präsens: packt zu
Präteritum: packte zu
Perfekt: hat zugepackt
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe zugepackt | packte zu | packe zu | ich |
| hast zugepackt | packtest zu | packst zu | du |
| hat zugepackt | packte zu | packt zu | er/sie/es |
| haben zugepackt | packten zu | packen zu | wir |
| habt zugepackt | packtet zu | packt zu | ihr |
| haben zugepackt | packten zu | packen zu | sie/Sie |
معانی
1. محکم گرفتن، چنگ زدن، دست انداختن (به چیزی)بیشتر▾
• Er packt kräftig zu.او محکم میگیرد.
• Beim Handschlag packte der Trainer so fest zu, dass es dem Spieler wehtat.مربی هنگامِ دست دادن آنقدر محکم گرفت که به بازیکن درد آمد.
• Wer beim Klettern nicht beherzt zupackt, riskiert bei jedem Griff auszurutschen.کسی که هنگامِ سنگنوردی با جسارت محکم نگیرد، در هر گرفتنی خطرِ سُر خوردن را به جان میخرد.
2. (مجازی) دست به کار شدن، آستینها را بالا زدن، با جدیت کار کردن، کمک کردنبیشتر▾
• Alle müssen jetzt zupacken.همه باید حالا دست به کار شوند.
• Auf dem Bauernhof muss jeder mit zupacken, besonders während der Ernte.در مزرعه هر کسی باید کمک کند، بهخصوص در فصلِ برداشت.
• Nach der Überschwemmung packten die Nachbarn ohne zu zögern gemeinsam zu, um die Straßen wieder freizuräumen.بعد از سیل، همسایهها بدونِ درنگ با هم آستین بالا زدند تا خیابانها را دوباره باز کنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
