صفتAdjektiv
zusammengesetzt
[tsuˈzamənɡəˌzɛtst]
معانی
1. ترکیبی، مرکب (متشکل از چند بخش)بیشتر▾
• 'Hausaufgabe' ist ein zusammengesetztes Wort.«Hausaufgabe» یک کلمهٔ مرکب است.
• Das Medikament besteht aus mehreren zusammengesetzten Wirkstoffen.این دارو از چند ماده مؤثرهٔ ترکیبی تشکیل شده است.
• Im Deutschen lassen sich beliebig viele zusammengesetzte Substantive bilden, was Lernenden häufig erhebliche Schwierigkeiten bereitet.در زبانِ آلمانی میشود تعدادِ نامحدودی اسمِ مرکب ساخت، که این موضوع اغلب برای زبانآموزان دشواریهای زیادی ایجاد میکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
