قید حالتModaladverb
zuschanden
[tsuˈʃandn̩]
معانی
1. (نقشه، طرح را) بر هم زدن، خنثی کردن، ناکام گذاشتنبیشتر▾
• Der Regen machte unsere Pläne zuschanden.باران نقشههای ما را بر هم زد.
• Die plötzliche Absage machte alle sorgfältig ausgearbeiteten Pläne zuschanden.لغوِ ناگهانی همهی نقشههای دقیقاً طراحیشده را نقش بر آب کرد.
• Der unerwartete Rückzug des Investors machte über Nacht sämtliche langfristigen Expansionspläne des Unternehmens zuschanden.خروجِ غافلگیرکنندهی سرمایهگذار طیِ یک شب همهی نقشههای بلندمدتِ توسعهی شرکت را نقش بر آب کرد.
2. (امید را) بر باد دادن، ناامید کردنبیشتر▾
• Seine Hoffnungen wurden zuschanden.امیدهای او بر باد رفت.
• Die Niederlage machte alle Hoffnungen auf den Titel zuschanden.شکست همهی امیدها به قهرمانی را بر باد داد.
• Nach Jahren mühevoller Vorbereitung wurden ihre Hoffnungen auf eine olympische Medaille durch eine plötzliche Verletzung zuschanden.بعد از سالها آمادهسازیِ پرزحمت، امیدهای او به مدالِ المپیک بهخاطرِ یک آسیبِ ناگهانی بر باد رفت.
3. (چیزی، وسیلهای را) خراب کردن، از بین بردن، ضایع کردن؛ خراب/ضایع شدنبیشتر▾
• Das Fahrrad wurde bei dem Sturz zuschanden.دوچرخه در آن سقوط از بین رفت (خراب شد).
• Bei dem schweren Unwetter wurde die gesamte Ernte zuschanden.در آن طوفانِ شدید، کلِ محصول از بین رفت.
• Durch die jahrelange Vernachlässigung wurde das einst prächtige Herrenhaus vollständig zuschanden, bevor es endlich renoviert wurde.بهخاطرِ سالها بیتوجهی، آن عمارتِ زمانی باشکوه بهطورِ کامل ویران شد، پیش از آنکه بالاخره بازسازی شود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
