اسمNomen
Zuschrift
die/[ˈtsuːʃʁɪft]
جمع: Zuschriften
ملکی: Zuschrift
معانی
1. نامه (بهویژه در پاسخ به آگهی، درخواست یا مطلبِ منتشرشده)بیشتر▾
• Ich habe eine Zuschrift bekommen.من یک نامه دریافت کردم.
• Auf die Stellenanzeige gingen über hundert Zuschriften ein.برایِ آگهیِ شغلی بیش از صد نامه دریافت شد.
• Die Redaktion erhielt zahlreiche Zuschriften von Leserinnen und Lesern, die sich kritisch zu dem Artikel äußerten.سردبیری نامههای فراوانی از خوانندگان دریافت کرد که دربارهٔ مقاله دیدگاهِ انتقادی داشتند.
2. واکنش، اظهارنظرِ کتبی (نسبت به موضوعی)بیشتر▾
• Seine Zuschrift war sehr kritisch.اظهارنظرِ کتبیِ او بسیار انتقادی بود.
• In ihrer Zuschrift bedankte sie sich ausführlich für die Unterstützung.او در نامهاش بهطورِ مفصل برایِ حمایت تشکر کرد.
• In zahlreichen Zuschriften äußerten die Leser ihre Besorgnis über die geplanten Änderungen der Sendezeiten.خوانندگان در نامههای متعدد نگرانیشان را دربارهٔ تغییراتِ برنامهریزیشدهٔ زمانِ پخش ابراز کردند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
