Schreiben
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe geschrieben | schrieb | schreibe | ich |
| hast geschrieben | schriebst | schreibst | du |
| hat geschrieben | schrieb | schreibt | er/sie/es |
| haben geschrieben | schrieben | schreiben | wir |
| habt geschrieben | schriebt | schreibt | ihr |
| haben geschrieben | schrieben | schreiben | sie/Sie |
معانی
1. نوشتن (علائم، بهویژه حروف، اعداد و نتها را به شکل و ترتیبِ معین بر کاغذ آوردن)Schreiben+akk.بیشتر▾
2. (برایِ کسی) چیزی نوشتن، کسی را بهصورتِ کتبی آگاه کردنSchreiben+dat./akk.بیشتر▾
3. (با «an») به کسی نامه نوشتن، بهصورتِ کتبی به کسی مراجعه کردنSchreibenan+akk.بیشتر▾
4. نوشتن بهعنوانِ نویسنده، تألیف کردن (اثری را تصنیف کردن)Schreiben+akk.بیشتر▾
5. (موسیقی) آهنگ ساختن، قطعهای را تصنیف کردنSchreiben+akk.بیشتر▾
6. به شیوهای خاص نوشتن (سبک و شیوهیِ نگارش داشتن)Schreibenintransitivبیشتر▾
معانی
1. نامه، مکاتبه، نوشتهیِ اداری (اطلاعیهی کتبی)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
