اسمNomen

Zweitschrift

die/[ˈtsvaɪtˌʃʁɪft]
جمع: Zweitschriften
ملکی: Zweitschrift

معانی

• Ich brauche eine Zweitschrift meines Zeugnisses.من به یک رونوشت از مدرکِ تحصیلی‌ام نیاز دارم.
• Die Behörde stellt gegen eine Gebühr eine Zweitschrift der Urkunde aus.اداره در ازایِ پرداختِ هزینه، یک رونوشت از سند صادر می‌کند.
• Da das Originaldokument im Krieg verloren gegangen war, musste die Familie jahrzehntelang um die Ausstellung einer amtlich beglaubigten Zweitschrift kämpfen.چون سندِ اصلی در جنگ گم شده بود، خانواده مجبور بود دهه‌ها برایِ صدورِ یک رونوشتِ رسمیِ تأییدشده تلاش کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی