اسمNomen

Abfluss

der/[ˈapˌflʊs]
جمع: Abflüsse
ملکی: Abflusses

معانی

• Der Abfluss des Wassers dauerte lange.تخلیه‌یِ آب مدت‌ها طول کشید.
• Nach dem Regen war der Abfluss der Wassermassen sehr schnell.بعد از باران، تخلیه‌یِ حجمِ زیادِ آب بسیار سریع بود.
• Ein unzureichender Abfluss des Wassers führte zu erheblichen Überschwemmungen im Tal.تخلیه‌یِ ناکافیِ آب، به سیل‌هایِ قابل‌توجهی در دره منجر شد.
• Der Abfluss in der Küche ist verstopft.لوله‌یِ فاضلابِ آشپزخانه گرفته است.
• Bitte reinige regelmäßig den Abfluss der Dusche.لطفاً به‌طورِ منظم لوله‌یِ فاضلابِ دوش را تمیز کن.
• Ein Klempner musste kommen, um den verstopften Abfluss im Badezimmer freizumachen.یک لوله‌کش باید می‌آمد تا لوله‌یِ گرفته‌یِ حمام را باز کند.
• Der Abfluss des Flusses wird ständig gemessen.جریانِ رودخانه به‌طورِ مداوم اندازه‌گیری می‌شود.
• Der jährliche Abfluss dieses Flusses schwankt stark.جریانِ سالانه‌یِ این رودخانه به‌شدت نوسان دارد.
• Hydrologen untersuchen, wie sich der Klimawandel auf den Abfluss alpiner Gletscher auswirkt.هیدرولوژیست‌ها بررسی می‌کنند که تغییرِ اقلیم چه تأثیری بر جریانِ آبِ یخچال‌هایِ آلپی دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی