اسمNomen
Zufluss
der/[ˈtsuːflʊs]
جمع: Zuflüsse
ملکی: Zuflusses
معانی
1. ریزابه، شاخابه (رودخانهای که به رودخانهی دیگر میریزد)بیشتر▾
• Der Fluss hat viele Zuflüsse.رودخانه شاخابههای زیادی دارد.
• Der Inn ist einer der wichtigsten Zuflüsse der Donau.رودخانهٔ این یکی از مهمترین شاخابههای دانوب است.
• Die zahlreichen Zuflüsse des Amazonas, von denen einige selbst zu den größten Flüssen der Welt zählen, machen sein Einzugsgebiet einzigartig.شاخابههای متعددِ آمازون که برخی از آنها خود جزوِ بزرگترین رودخانههای جهان بهشمار میروند، حوضهٔ آبریزِ آن را منحصربهفرد میسازند.
2. سرازیر شدن، ورود (مثلاً سرمایه، آب)بیشتر▾
• Der Zufluss von Wasser ist gering.ورودِ آب کم است.
• Der Zufluss ausländischen Kapitals stärkte die heimische Wirtschaft.ورودِ سرمایهٔ خارجی اقتصادِ داخلی را تقویت کرد.
• Ein plötzlicher Zufluss spekulativen Kapitals kann Schwellenländer kurzfristig stabilisieren, birgt jedoch langfristig erhebliche Risiken.ورودِ ناگهانیِ سرمایهٔ سفتهبازانه میتواند اقتصادهای نوظهور را در کوتاهمدت تثبیت کند، اما در درازمدت خطراتِ قابلِتوجهی به همراه دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
