اسمNomen
Ablauf
der
جمع: Abläufe
ملکی: Ablaufs
معانی
1. جاریشدن یا خارجشدنِ آب یا مایعِ دیگر؛ فرایندِ تخلیهشدن.بیشتر▾
• Das Wasser fließt langsam zum Ablauf.آب بهآرامی بهسویِ محلِ خروج جاری میشود.
• Durch das Rohr wurde das Wasser zum Ablauf bewogen.آب از طریقِ لوله بهسویِ محلِ خروج هدایت شد.
• Ein spezielles System sorgt dafür, dass überschüssiges Wasser kontrolliert zum Ablauf geleitet wird, bevor es die Kanalisation erreicht.سیستمی ویژه تضمین میکند که آبِ اضافی، پیش از رسیدن به فاضلاب، بهطورِ کنترلشده بهسویِ محلِ خروج هدایت شود.
2. دریچه یا مجرایی که مایع از آن خارج و تخلیه میشود؛ لولهٔ خروجی.بیشتر▾
• Der Ablauf des Waschbeckens ist verstopft.دریچهٔ خروجیِ روشویی مسدود شده است.
• Der Ablauf des Waschbeckens, des Teiches muss regelmäßig gereinigt werden.دریچهٔ خروجیِ روشویی یا برکه باید بهطورِ منظم تمیز شود.
• Ich hatte nie an seinen Mund gedacht, der eingezogen war wie die Öffnung eines Ablaufs.هرگز به دهانِ او فکر نکرده بودم که مانندِ دهانهٔ یک مجرایِ تخلیه بهداخل کشیده شده بود.
3. خطِ آغازِ مسابقه (بهویژه در اسبدوانی).بیشتر▾
• Die Pferde stehen am Ablauf bereit.اسبها آمادهٔ ایستادن در خطِ آغاز هستند.
• Die Prüfung brachte sieben Pferde an den Ablauf.آزمونِ مقدماتی هفت اسب را به خطِ آغاز رساند.
• Kurz bevor die Pferde an den Ablauf geführt wurden, herrschte im Publikum eine gespannte Stille.اندکی پیش از آنکه اسبها را به خطِ آغاز ببرند، سکوتی سرشار از هیجان بر تماشاگران حاکم بود.
4. روند یا سیرِ پیشرفتِ یک رویداد یا امور؛ چگونگیِ پیشرفتنِ کاری.بیشتر▾
• Der Ablauf des Tages war gut organisiert.روندِ روز بهخوبی سازماندهی شده بود.
• Sie beschrieb genau den Ablauf der Ereignisse, wie er sich am Vorabend zugetragen hatte.او سیرِ رویدادها را، همانگونه که در شبِ پیش رخ داده بود، دقیقاً توصیف کرد.
• Man versuchte, die musikalischen Abläufe in physikalisch-mathematische Formeln einzufangen.تلاش میشد سیرِ موسیقایی در قالبِ فرمولهایِ فیزیکیـریاضی بازتاب داده شود.
5. پایانیافتنِ یک مدتزمانِ معین؛ سررسیدشدن یا منقضیشدنِ مهلت.بیشتر▾
• Noch vor Ablauf einer Stunde war die Arbeit erledigt.پیش از پایانِ یک ساعت، کار انجامشده بود.
• Nach Ablauf der Frist verliert das Angebot seine Gültigkeit.پس از پایانِ مهلت، پیشنهاد اعتبارِ خود را از دست میدهد.
• Mit Ablauf des Kalenderjahres endet automatisch auch die Gültigkeit des Visums, sofern es nicht rechtzeitig verlängert wurde.با پایانِ سالِ تقویمی، اعتبارِ روادید نیز، مگر آنکه بهموقع تمدید شده باشد، بهطورِ خودکار پایان مییابد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
