اسمNomen

Abhaltung

die
جمع: Abhaltungen
ملکی: Abhaltung

معانی

• Er hatte dringende, wichtige Abhaltungen.او موانعِ فوری و مهمی داشت.
• Sie hatte eine ernstliche Abhaltung.او مانعِ جدی‌ای داشت.
• die Abhaltung der Wahlen, der angekündigten Versammlung, eines Kursesبرگزاریِ انتخابات، تجمعِ اعلام‌شده، یک دوره
• Es sei keineswegs beabsichtigt, die Abhaltung des Kongresses zu verhindern.به‌هیچ‌وجه قصد نبود از برگزاریِ کنگره جلوگیری شود.
• Die anderen hingegen fordern heftig die baldige Abhaltung der Wahl.در مقابل، دیگران به‌شدت خواهانِ برگزاریِ زودهنگامِ انتخابات هستند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی