اسمNomen
Abkehr
die
ملکی: Abkehr
معانی
1. رویگردانی، دلکندنِ آگاهانه و اغلب قطعی از یک راه، روش، عقیده، رابطه یا سیاست.بیشتر▾
• Sie vollzog eine bewusste Abkehr von ihrem bisherigen Leben.او رویگردانیِ آگاهانهای از زندگیِ پیشینِ خود انجام داد.
• Die Partei beschloss eine Abkehr von den früheren, gewohnten Methoden und von der bisher verfolgten Politik.حزب تصمیم به رویگردانی از روشهایِ پیشین و عادتشده و از سیاستِ دنبالشده تا آن زمان گرفت.
• Für den Philosophen bedeutete diese Lebensphase eine radikale Abkehr vom Glauben und von der Welt, wie er sie bislang gekannt hatte.برایِ آن فیلسوف، این دوره از زندگی بهمعنایِ رویگردانیِ رادیکال از ایمان و از جهانی بود که تا آن زمان میشناخت.
2. (اصطلاحِ معدنکاری) ترکِ کار در معدن؛ خروج از خدمتِ معدنکاری.بیشتر▾
• Der Bergmann beantragte nach vielen Dienstjahren seine Abkehr.آن معدنچی پس از سالهایِ متمادیِ خدمت، درخواستِ ترکِ کار در معدن را داد.
• Erst nach einer ärztlichen Untersuchung bekam er die Abkehr genehmigt.او تنها پس از معاینهیِ پزشکی، مجوزِ ترکِ کار در معدن را دریافت کرد.
• In den Bergwerksakten wurde jede Abkehr eines Arbeiters genau vermerkt.در پروندههایِ معدن، هر موردِ ترکِ کارِ یک کارگر بهدقت ثبت میشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
