اسمNomen

Zuwendung

die/[ˈtsuːvɛndʊŋ]
جمع: Zuwendungen
ملکی: Zuwendung

معانی

• Der Verein bekommt eine Zuwendung vom Staat.انجمن یک کمکِ مالی از دولت دریافت می‌کند.
• Die jährliche Zuwendung der Stiftung ermöglicht es der Schule, neue Bücher anzuschaffen.کمکِ مالیِ سالانهٔ بنیاد به مدرسه امکان می‌دهد کتاب‌های جدید تهیه کند.
• Ohne die großzügigen Zuwendungen privater Spender hätte das Forschungsprojekt niemals zu Ende geführt werden können.بدونِ کمک‌های مالیِ سخاوتمندانهٔ اهداکنندگانِ خصوصی، آن پروژهٔ پژوهشی هرگز نمی‌توانست به پایان برسد.
• Kinder brauchen viel Zuwendung.بچه‌ها به توجه و محبتِ زیادی نیاز دارند.
• Ohne die Zuwendung ihrer Eltern fühlte sich das Mädchen oft einsam.بدونِ توجه و محبتِ والدینش، دختر اغلب احساسِ تنهایی می‌کرد.
• Psychologen betonen, dass emotionale Zuwendung in den ersten Lebensjahren für die spätere Entwicklung eines Kindes von entscheidender Bedeutung ist.روانشناسان تأکید می‌کنند که توجه و محبتِ عاطفی در سال‌های اولِ زندگی برای رشدِ بعدیِ کودک اهمیتِ تعیین‌کننده‌ای دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی