abstellen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe abgestellt | stellte ab | stelle ab | ich |
| hast abgestellt | stelltest ab | stellst ab | du |
| hat abgestellt | stellte ab | stellt ab | er/sie/es |
| haben abgestellt | stellten ab | stellen ab | wir |
| habt abgestellt | stelltet ab | stellt ab | ihr |
| haben abgestellt | stellten ab | stellen ab | sie/Sie |
معانی
1. بارِ سنگینی را که در دست یا بر دوش داشتهاند، پایین گذاشتنabstellen+akk.بیشتر▾
2. چیزی را که موقتاً استفاده نمیشود، در جایی کنار گذاشتن یا پارک کردنabstellen+akk.بیشتر▾
3. (نظامی) کسی را برای مأموریت یا وظیفهای دیگر اعزام/مأمور کردنabstellen+akk.بیشتر▾
4. جریانِ چیزی (مانندِ آب، گاز یا بخار) را با بستنِ شیر قطع کردنabstellen+akk.بیشتر▾
5. دستگاه یا وسیلهای را خاموش کردنabstellen+akk.بیشتر▾
6. کارکردِ سازوکاری مانندِ ساعت یا زنگ را متوقف کردنabstellen+akk.بیشتر▾
7. (مجازی) زندگی یا فعالیتِ خود را تا حدِ ممکن محدود و متوقف کردنabstellen+akk.بیشتر▾
8. (مجازی) کاستی، اشتباه یا عادتِ بد را برطرف کردنabstellen+akk.بیشتر▾
9. چیزی را با چیزِ دیگری هماهنگ کردن و بر اساسِ آن تنظیم/جهتدهی کردنabstellenauf+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
