صفتAdjektiv

abnorm

abnormabnormeram abnormsten

معانی

• Der Fluss hatte einen abnorm hohen Wasserstand.رودخانه سطحِ آبِ غیرِعادی‌بالایی داشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی