اسمNomen

Abriss

der
جمع: Abrisse
ملکی: des Abrisses

معانی

• In den achtziger Jahren lagen die Pläne für den Abriss schon bereit.در دهه‌ی هشتاد میلادی، طرح‌های تخریب از قبل آماده بودند.
• Er gab ihr in knappen Sätzen einen Abriss seines bisherigen Lebens.او در جملاتی کوتاه خلاصه‌ای از زندگی‌اش تا آن زمان را برای او بیان کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی