فعلVerb
abschmieren
[ˈapʃmiːʁən]
Präteritum: schmierte ab
Perfekt: hat/ist abgeschmiert
معانی
1. گریسکاری کردن، روغنکاری کردن (خودرو و قطعاتِ فنی)بیشتر▾
• Der Mechaniker schmiert das Auto ab.مکانیک خودرو را گریسکاری میکند.
• Alle beweglichen Teile müssen regelmäßig abgeschmiert werden.همهٔ قطعاتِ متحرک باید بهطورِ منظم روغنکاری شوند.
• In der Werkstatt wird das Fahrgestell einmal jährlich komplett abgeschmiert.در تعمیرگاه، شاسیِ خودرو سالی یکبار بهطورِ کامل گریسکاری میشود.
2. سقوط کردن (هواپیما، بهویژه بهدلیلِ از دستدادنِ سرعتِ کافی)بیشتر▾
• Das Flugzeug schmiert ab.هواپیما سقوط میکند.
• Die Maschine schmierte während des Landeanflugs ab.هواپیما هنگامِ نزدیکشدن برایِ فرود سقوط کرد.
• Wegen eines technischen Defekts ist der Kleinflieger kurz nach dem Start abgeschmiert.بهدلیلِ نقصِ فنی، هواپیمایِ کوچک اندکی بعد از برخاست سقوط کرد.
3. بیدقت رونویسی کردن، از روی چیزی یا از روی دستِ کسی ناشیانه نوشتن (محاورهای، مدرسه)بیشتر▾
• Er schmiert die Hausaufgabe ab.او تکلیف را با بیدقتی رونویسی میکند.
• Der Schüler hat die Antworten vom Nachbarn abgeschmiert.دانشآموز جوابها را از روی دستِ همسایهاش رونویسی کرد.
• Der Lehrer bemerkte sofort, dass zwei Schüler den Aufsatz voneinander abgeschmiert hatten.معلم بلافاصله متوجه شد که دو دانشآموز انشا را از روی هم رونویسی کردهاند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
