فعلVerb
abschweifen
[ˈapʃvaɪ̯fn̩]
Präteritum: schweifte ab
Perfekt: ist abgeschweift
معانی
1. حاشیه رفتن، از موضوع منحرف شدن (در گفتار یا نوشتار)بیشتر▾
• Er schweift ab.او حاشیه میرود.
• Bitte nicht vom Thema abschweifen!لطفاً از موضوع منحرف نشوید!
• Während der Diskussion schweifte der Redner mehrmals vom eigentlichen Thema ab.سخنران در طولِ بحث چندین بار از موضوعِ اصلی منحرف شد.
2. منحرف شدن، دور افتادن (از یک مسیر یا راه؛ فیزیکی)بیشتر▾
• Sie schweifen vom Weg ab.آنها از مسیر منحرف میشوند.
• Im Nebel schweiften sie unbemerkt vom Pfad ab.در مه، آنها بدونِ اینکه متوجه شوند از مسیر منحرف شدند.
• Der Wanderer war weit vom markierten Weg abgeschweift und hatte sich verlaufen.کوهنورد از مسیرِ علامتگذاریشده دور افتاده بود و گم شده بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
