فعلVerb

abschweifen

[ˈapʃvaɪ̯fn̩]
Präteritum: schweifte ab
Perfekt: ist abgeschweift

معانی

• Er schweift ab.او حاشیه می‌رود.
• Bitte nicht vom Thema abschweifen!لطفاً از موضوع منحرف نشوید!
• Während der Diskussion schweifte der Redner mehrmals vom eigentlichen Thema ab.سخنران در طولِ بحث چندین بار از موضوعِ اصلی منحرف شد.
• Sie schweifen vom Weg ab.آن‌ها از مسیر منحرف می‌شوند.
• Im Nebel schweiften sie unbemerkt vom Pfad ab.در مه، آن‌ها بدونِ اینکه متوجه شوند از مسیر منحرف شدند.
• Der Wanderer war weit vom markierten Weg abgeschweift und hatte sich verlaufen.کوهنورد از مسیرِ علامت‌گذاری‌شده دور افتاده بود و گم شده بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی