فعلVerb
abschwenken
[ˈapʃvɛŋkn̩]
Präteritum: schwenkte ab
Perfekt: hat/ist abgeschwenkt
معانی
1. تغییر جهت دادن، چرخیدن (فیزیکی؛ مثلاً نیروهای نظامی یا وسیلهی نقلیه)بیشتر▾
• Das Auto schwenkt ab.ماشین تغییرِ جهت میدهد.
• Die Kolonne schwenkte plötzlich nach rechts ab.کاروان ناگهان به سمتِ راست چرخید.
• An der Kreuzung schwenkte die Truppe in Richtung des Flusses ab.در آن چهارراه، یگانِ نظامی به سمتِ رودخانه چرخید و تغییرِ جهت داد.
2. منحرف شدن، منصرف شدن (از یک موضع یا نظر؛ مجازی)بیشتر▾
• Er schwenkt von seiner Meinung ab.او از نظرش منحرف میشود.
• Die Partei schwenkte von ihrer bisherigen Linie ab.حزب از خطِ مشیِ پیشینش منحرف شد.
• Nach der Kritik schwenkte der Politiker unauffällig von seiner ursprünglichen Position ab.سیاستمدار پس از انتقادها، بدونِ جلبِ توجه از موضعِ اولیهاش منصرف شد.
3. تکاندن، آبکشیدن (چیزی را با تکاندادن خشک یا تمیز کردن)بیشتر▾
• Sie schwenkt das Glas ab.او لیوان را آبکشی میکند.
• Er schwenkte die Gläser kurz unter dem Wasserhahn ab.او لیوانها را کمی زیرِ شیرِ آب آبکشید.
• Bevor sie die Gläser einräumte, schwenkte sie sie noch einmal gründlich ab.پیش از چیدنِ لیوانها، یکبارِ دیگر آنها را کاملاً آبکشید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
