فعلVerb
abservieren
[ˈapzɛʁˌviːʁən]
Präteritum: servierte ab
Perfekt: hat abserviert
معانی
1. جمع کردن (ظرفها، میز؛ پس از صرفِ غذا)بیشتر▾
• Er serviert den Tisch ab.او میز را جمع میکند.
• Der Kellner servierte schnell ab.پیشخدمت بهسرعت میز را جمع کرد.
• Nachdem alle Gäste fertig gegessen hatten, servierte das Personal geräuschlos ab.بعد از اینکه همهٔ مهمانان غذایشان تمام شد، کارکنان بیسروصدا ظرفها را جمع کردند.
2. کنار گذاشتن، از میدان بهدرکردن، از شرِ کسی خلاص شدن (کسی را با بیرحمی برکنار یا رد کردن؛ محاورهای)بیشتر▾
• Sie servieren ihn ab.او را کنار میگذارند.
• Der Trainer wurde nach der Niederlage sofort abserviert.مربی بعد از شکست فوراً کنار گذاشته شد.
• Nach jahrelanger Zusammenarbeit wurde er von seinem eigenen Team knallhart abserviert.او بعد از سالها همکاری، توسط تیمِ خودش بهشدت کنار گذاشته شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
