فعلVerb

absetzen

[ˈapzɛtsn̩]
Präteritum: setzte ab
Perfekt: hat abgesetzt

معانی

• Er setzt den Hut ab.او کلاه را برمی‌دارد.
• Sie setzte die schweren Taschen kurz ab.او کیف‌های سنگین را برایِ لحظه‌ای زمین گذاشت.
• Er setzte seine Brille ab, um sich die Augen zu reiben.او عینکش را برداشت تا چشمانش را بمالد.
• Er setzt sie ab.او او را پیاده می‌کند.
• Der Taxifahrer setzte uns vor dem Hotel ab.راننده تاکسی ما را جلویِ هتل پیاده کرد.
• Der Fahrer setzte die Kinder direkt vor der Schule ab.راننده بچه‌ها را درست جلویِ مدرسه پیاده کرد.
• Der Sand setzt sich ab.شن ته‌نشین می‌شود.
• Der Fluss setzt viel Schlamm am Ufer ab.رودخانه مقدارِ زیادی گِل در کنارهٔ خود رسوب می‌دهد.
• Im Laufe der Jahre hat sich viel Kalk in den Rohren abgesetzt.در طولِ سال‌ها، مقدارِ زیادی رسوبِ آهکی در لوله‌ها ته‌نشین شده است.
• Man setzt ihn ab.او را عزل می‌کنند.
• Der Minister wurde abgesetzt.وزیر عزل شد.
• Der Diktator wurde nach jahrzehntelanger Herrschaft schließlich abgesetzt.دیکتاتور پس از دهه‌ها حکمرانی، بالاخره عزل شد.
• Die Firma setzt viel ab.شرکت مقدارِ زیادی می‌فروشد.
• Der Hersteller konnte die neuen Modelle gut absetzen.تولیدکننده توانست مدل‌های جدید را به‌خوبی بفروشد.
• Trotz der Krise konnte das Unternehmen seine Produkte weltweit erfolgreich absetzen.با وجودِ بحران، شرکت توانست محصولاتش را در سرتاسرِ جهان با موفقیت بفروشد.
• Sie setzen den Punkt ab.آن‌ها آن مورد را حذف می‌کنند.
• Der Programmpunkt wurde von der Tagesordnung abgesetzt.آن موردِ برنامه از دستورِ جلسه حذف شد.
• Die umstrittene Serie wurde nach heftiger Kritik vom Sender abgesetzt.آن سریالِ بحث‌برانگیز پس از انتقادهایِ شدید، از برنامهٔ شبکه حذف شد.
• Er setzt das Medikament ab.او مصرفِ دارو را قطع می‌کند.
• Setzen Sie die Tabletten nicht ohne Absprache mit dem Arzt ab.بدونِ مشورت با پزشک، مصرفِ قرص‌ها را قطع نکنید.
• Nach den Nebenwirkungen musste sie das Medikament sofort absetzen.او به‌دلیلِ عوارضِ جانبی، مجبور شد فوراً مصرفِ دارو را قطع کند.
• Er setzt sich ab.او در می‌رود.
• Der Verbrecher setzte sich ins Ausland ab.مجرم به خارج از کشور فرار کرد.
• Nach dem Skandal setzte sich der Geschäftsführer heimlich nach Übersee ab.مدیرعامل بعد از آن رسوایی، مخفیانه به آن‌سویِ اقیانوس فرار کرد.
• Man kann die Kosten absetzen.می‌توان هزینه‌ها را کسر کرد.
• Sie setzte die Fahrtkosten von der Steuer ab.او هزینه‌های سفر را از مالیات کسر کرد.
• Freiberufler können viele berufliche Ausgaben steuerlich absetzen.فریلنسرها می‌توانند بسیاری از هزینه‌های شغلی را از مالیات کسر کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی