absetzen
معانی
1. برداشتن، کنار گذاشتن، پایین گذاشتن (کلاه، عینک، بار، سینی و مانندِ آن)بیشتر▾
2. پیاده کردن (مسافر از وسیلهی نقلیه)بیشتر▾
3. رسوب دادن، تهنشین شدن (مادّهای مانندِ شن یا گرد و غبار؛ گذرا و بازتابی: sich absetzen)بیشتر▾
4. عزل کردن، خلع کردن (کسی را از مقام یا سِمَتی)بیشتر▾
5. فروختن (کالا؛ اصطلاحِ تجاری)بیشتر▾
6. حذف کردن (از یک فهرست یا برنامه)بیشتر▾
7. قطع کردن (مصرفِ دارو را متوقف کردن؛ اصطلاحِ پزشکی)بیشتر▾
8. فرار کردن، در رفتن (بهطورِ مخفیانه گریختن؛ بهصورتِ بازتابی: sich absetzen)بیشتر▾
9. کسر کردن (مبلغی از مالیات یا حساب)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
