abstoßen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe abgestoßen | stieß ab | stoße ab | ich |
| hast abgestoßen | stießt ab | stößt ab | du |
| hat abgestoßen | stieß ab | stößt ab | er/sie/es |
| haben abgestoßen | stießen ab | stoßen ab | wir |
| habt abgestoßen | stießt ab | stoßt ab | ihr |
| haben abgestoßen | stießen ab | stoßen ab | sie/Sie |
معانی
1. چیزی را با نیرو از نقطه یا مکانی ثابت به عقب راندنabstoßen+akk.بیشتر▾
2-1. با نیروی بدنی خود را از نقطه یا مکانی ثابت به عقب راندنsich abstoßenبیشتر▾
2-2. بهوسیلهی ضربه چیزی را از هم جدا یا کندن؛ با ابزار شکلِ چیزی را تغییر دادن یا بخشی از آن را شکستنsich abstoßen+akk.بیشتر▾
3. (فیزیک) بر اثرِ برهمکنشِ فیزیکی (بارِ الکتریکیِ همنام یا قطبیتِ مغناطیسیِ همسان) از خود دور کردنabstoßen+akk.بیشتر▾
4. (شیمی، فیزیک) مایعات یا آلودگی را دفع کردن و اجازهی نفوذ یا چسبیدن ندادنabstoßen+akk.بیشتر▾
5. (مجازی) در کسی احساسِ نفرت، بیزاری یا انزجار برانگیختنabstoßen+akk.بیشتر▾
6. (پزشکی، زیستشناسی) توسطِ سیستمِ ایمنیِ بدن پس زدن و طرد کردنabstoßen+akk.بیشتر▾
7. (دربارهی گل، برگ یا میوه) پس از انجامِ وظیفهی طبیعی یا بهدلیلِ شرایطِ جوی، از خود جدا کردن و ریختنabstoßen+akk.بیشتر▾
8. (مجازی) اموال، اوراقِ بهادار، کالا یا موجودی را (معمولاً بهدلیلِ فشارِ مالی) فروختن و از دست دادنabstoßen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
