اسمNomen
Abzug
der
جمع: Abzüge
ملکی: Abzug(e)s
معانی
1. خروج یا عقبنشینیِ گروهی از افراد (مثلاً سربازان) از مکانیبیشتر▾
• Nach dem Abzug der Truppen kehrte langsam Ruhe ein.پس از عقبنشینیِ نیروها، بهآرامی آرامش برقرار شد.
2. مجرا یا راهی برایِ خروجِ دود، بخار یا هوایِ آلودهبیشتر▾
• Der Abzug in der Küche muss regelmäßig gereinigt werden.هودِ آشپزخانه باید بهطورِ منظم تمیز شود.
3. کسر یا کاهش از مبلغی (مثلِ حقوق یا قیمت)بیشتر▾
• Nach Abzug aller Kosten blieb kaum Gewinn übrig.پس از کسرِ همهٔ هزینهها، سودِ چندانی باقی نماند.
4. کسرِ مالیاتی از حقوق یا درآمد (معمولاً بهصورتِ جمع)بیشتر▾
• Von seinem Gehalt gehen jeden Monat hohe Abzüge ab.هر ماه کسورات (مالیاتی) زیادی از حقوقِ او کم میشود.
5. ماشهٔ اسلحه که با فشار بر آن، شلیک انجام میشودبیشتر▾
• Er legte den Finger langsam auf den Abzug.او بهآرامی انگشتش را روی ماشه گذاشت.
6. کپیِ چاپشده از عکس یا نقشی چاپیبیشتر▾
• Der Fotograf machte mehrere Abzüge des Bildes.عکاس چند کپی از عکس چاپ کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
