اسمNomen

Abzug

der
جمع: Abzüge
ملکی: Abzug(e)s

معانی

• Nach dem Abzug der Truppen kehrte langsam Ruhe ein.پس از عقب‌نشینیِ نیروها، به‌آرامی آرامش برقرار شد.
• Der Abzug in der Küche muss regelmäßig gereinigt werden.هودِ آشپزخانه باید به‌طورِ منظم تمیز شود.
• Nach Abzug aller Kosten blieb kaum Gewinn übrig.پس از کسرِ همهٔ هزینه‌ها، سودِ چندانی باقی نماند.
• Von seinem Gehalt gehen jeden Monat hohe Abzüge ab.هر ماه کسورات (مالیاتی) زیادی از حقوقِ او کم می‌شود.
• Er legte den Finger langsam auf den Abzug.او به‌آرامی انگشتش را روی ماشه گذاشت.
• Der Fotograf machte mehrere Abzüge des Bildes.عکاس چند کپی از عکس چاپ کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی