1اسمNomen

Arm

der
جمع: Arme
ملکی: des Arm(e)s

معانی

• Er hat sich den rechten Arm gebrochen.او بازویِ راستش را شکسته است.
• Der Polyp fängt seine Beute mit den Armen.پولیپ طعمه‌اش را با بازوهایش می‌گیرد.
• Der Fluss teilt sich in mehrere Arme.رود به چند شاخه تقسیم می‌شود.
• Der Konzern hat einen langen Arm.این شرکتِ بزرگ دستی دراز (نفوذِ بسیار) دارد.
• Sie trägt ein Kleid mit langem Arm.او لباسی با آستینِ بلند به تن دارد.
2
صفتAdjektiv
Armärmeram ärmsten

معانی

• Er war das Kind armer Eltern.او فرزندِ والدینی فقیر بود.
• In der Anlage werden arme Eisenerze verhüttet.در این کارخانه سنگ‌آهنِ کم‌عیار ذوب می‌شود.
• Die Gegend ist arm an Wäldern.این منطقه از جنگل بی‌بهره است.
• Der arme Kerl!بیچاره!
• Zum Frühstück gab es Arme Ritter.برایِ صبحانه «شوالیه‌هایِ فقیر» (نانِ سرخ‌شده) بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی