صفتAdjektiv
bedingungslos
معانی
1. بدونِ قیدوشرط؛ کاملاً و بیچونوچرابیشتر▾
• Er kapitulierte bedingungslos.او بدونِ قیدوشرط تسلیم شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
