Blau
| Blau | blauer | am blauesten |
معانی
1. آبی؛ به رنگ آسمان صاف یا آب زلالبیشتر▾
2. (برای چیزهایی که بیشتر به رنگهای دیگرند) آبیفام؛ آمیخته با آبی (مثل بنفش)بیشتر▾
3. (بدن) کبود؛ پوست بهسبب سرما یا ضربه، یا کمخونی کبود شدهبیشتر▾
4. (سیاست) آبی؛ رنگ نمادین جریانها یا احزاب سیاسی (بهویژه راستگرا)بیشتر▾
5. (سیاست آمریکا) blauer Staat: ایالتی که حزب دموکرات در آن غالب استبیشتر▾
6. (محاورهای) مست؛ هممعنی betrunken؛ بیشتر بهصورت گزارهبیشتر▾
معانی
1. رنگ آبی؛ فام آبیبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
