اسمNomen

Dame

die/[ˈdaːmə]
جمع: Damen
ملکی: Dame

معانی

• Die Damen haben den Vortritt.خانم‌ها حق تقدم دارند.
• Das Kind ist schon eine kleine Dame geworden.این بچه همین حالا خانم کوچکی شده است.
• Der Herr führt seine Dame auf die Tanzfläche.آقا شریک رقصش را به پیست می‌برد.
• Im Zoo warten schon drei Elefantendamen auf ihn.در باغ‌وحش از قبل سه فیل ماده منتظر او هستند.
• Er schlägt die Dame.او وزیر را می‌زند.
• Die Dame ist weniger wert als der König.بی‌بی از شاه ارزش کمتری دارد.
• Er hat schon drei Damen.او همین حالا سه مهره‌ی دام دارد.
• Er spielte gern Dame.او دوست داشت دام بازی کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی