denn
معانی
1. (حرف ربط همپایه) جملهی اصلی را آغاز میکند که دلیل گفتهی پیشین را میآورد؛ زیرا؛ چونبیشتر▾
2. (پس از صفت تفضیلی) از؛ در عبارت «… denn je» و در سبک فاخربیشتر▾
3. (در عبارت es sei denn) مگر اینکه؛ بهجز در صورتی کهبیشتر▾
4. (در عبارت geschweige denn) چه برسد به؛ تا چه رسد بهبیشتر▾
معانی
1. (شبهادات، فقط در پرسشها؛ هیچگاه آغاز جمله نیست) کنجکاوی، دلواپسی یا بیصبری گوینده را میرساند؛ مگر؛ آخر؛ پسبیشتر▾
2. (شبهادات در جملههای خبری و خطابی) تأکید، نتیجهگیری، تشویق؛ پس؛ دیگربیشتر▾
3. (شمال آلمان، عامیانه) هممعنی dann؛ در آن صورت؛ آنگاهبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




