اسمNomen
Ende
das/[ˈɛndə]
جمع: Enden
ملکی: Endes
معانی
1. پایان؛ آخرین بخش یا نقطهیِ یک فضا یا سطحبیشتر▾
• das Ende des Korridors, Feldes, Waldesانتهایِ راهرو، مزرعه، جنگل
2. پایان؛ آخرین لحظه یا آخرین مرحلهیِ یک رویدادبیشتر▾
• das Ende des Vortrages, Konzertes, der Sendungپایانِ سخنرانی، کنسرت، برنامه
3. (ادبی، کنایی) مرگبیشتر▾
• sie dachte, sprach von ihrem nahen Endeاو به پایانِ نزدیکِ خود میاندیشید و از آن سخن میگفت.
4. (گفتاری) تکهای (کوچک)بیشتر▾
• hast du vielleicht ein Ende Bindfaden, Draht daشاید تکهای ریسمان یا سیم داشته باشی؟
5. (گفتاری) فاصلهیِ نسبتاً زیادبیشتر▾
• er wohnt ein ganzes, gutes, hübsches Ende von hierاو نسبتاً دور از اینجا زندگی میکند.
6. آخرین و بیرونیترین قسمتِ یک چیز؛ سربیشتر▾
• die zwei Enden einer Schnur zusammenknüpfenدو سرِ ریسمان را به هم گره زدن
7. (شکار) شاخه یا شاخکِ شاخِ گوزنبیشتر▾
• Das Ende des Hirschgeweihes ist abgebrochen.شاخکِ شاخِ گوزن شکسته است.
8. (دریانوردی) طناببیشتر▾
• Er warf ein Ende über die Reling.او طنابی را از روی نردهیِ کشتی انداخت.
9. (قدیمی) هدف، منظوربیشتر▾
• zu welchem Endeبه چه منظوری
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
