اسمNomen

Ende

das/[ˈɛndə]
جمع: Enden
ملکی: Endes

معانی

• das Ende des Korridors, Feldes, Waldesانتهایِ راهرو، مزرعه، جنگل
• das Ende des Vortrages, Konzertes, der Sendungپایانِ سخنرانی، کنسرت، برنامه
• sie dachte, sprach von ihrem nahen Endeاو به پایانِ نزدیکِ خود می‌اندیشید و از آن سخن می‌گفت.
• hast du vielleicht ein Ende Bindfaden, Draht daشاید تکه‌ای ریسمان یا سیم داشته باشی؟
• er wohnt ein ganzes, gutes, hübsches Ende von hierاو نسبتاً دور از اینجا زندگی می‌کند.
• die zwei Enden einer Schnur zusammenknüpfenدو سرِ ریسمان را به هم گره زدن
• Das Ende des Hirschgeweihes ist abgebrochen.شاخکِ شاخِ گوزن شکسته است.
• Er warf ein Ende über die Reling.او طنابی را از روی نرده‌یِ کشتی انداخت.
• zu welchem Endeبه چه منظوری

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی