صفتAdjektiv
erlaubt
معانی
1. مجاز، رواداشتهشده (= gestattet, zulässig؛ چیزی که اجازهٔ انجامش داده شده است)بیشتر▾
• Hier ist Parken nicht erlaubt.پارک کردن در اینجا مجاز نیست.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
