صفتAdjektiv

zulässig

[ˈtsuːˌlɛsɪç]

معانی

• Das ist hier nicht zulässig.این اینجا مجاز نیست.
• Die Höchstgeschwindigkeit auf dieser Straße beträgt die zulässige Grenze von fünfzig Kilometern pro Stunde.حداکثر سرعتِ مجاز در این خیابان پنجاه کیلومتر بر ساعت است.
• Das Verfassungsgericht musste entscheiden, ob der umstrittene Eingriff in die Grundrechte im Rahmen der geltenden Gesetze überhaupt zulässig war.دادگاهِ قانونِ اساسی باید تصمیم می‌گرفت که آیا مداخلهٔ بحث‌برانگیز در حقوقِ اساسی اصلاً در چارچوبِ قوانینِ موجود مجاز بود یا نه.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی