ضمیر مبهمIndefinitpronomen
etwas
[ˈɛtvas]
| خنثی | |
|---|---|
| فاعلی (Nominativ) | etwas |
| مفعولی مستقیم (Akkusativ) | etwas |
| مفعولی غیرمستقیم (Dativ) | etwas |
| ملکی (Genitiv) | - |
معانی
1. (جانشین اسم) چیزی کلی و نامشخص؛ یک چیزبیشتر▾
• Hast du etwas von ihm gehört?آیا چیزی از او شنیدهای؟
2. (چیزی مهم و قابلاعتنا) ارزشمند؛ کسی یا چیزی به حساب آمدنبیشتر▾
• Aus dem Jungen wird einmal etwas.از این پسر روزی آدمی میشود.
3. (مقدار کم) کمی؛ اندکی؛ یک ذرهبیشتر▾
• Gib mir etwas Geld!کمی پول به من بده!
4. (so etwas) چنین چیزی؛ اشاره به آنچه پیشتر آمده؛ ابراز ناخرسندی یا شگفتیبیشتر▾
• So etwas kann schon mal vorkommen.چنین چیزی گاهی پیش میآید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




