صفتAdjektiv

viel

vielmehram meisten

معانی

• Viele Menschen hatten sich versammelt.افراد بسیاری گرد آمده بودند.
• Viele waren dazu bereit.بسیاری برای آن آماده بودند.
• Zu den Darbietungen fand sich viel Publikum ein.برای این اجراها تماشاگر بسیاری آمد.
• Seit damals hat sich viel verändert.از آن زمان چیزهای بسیاری تغییر کرده است.
• Seit damals hat sich hier Vieles verändert.از آن زمان اینجا چیزهای بسیاری تغییر کرده است.
• Die Kinder hatten alle gleich viele Äpfel bekommen.همه‌ی کودکان به یک اندازه سیب گرفته بودند.
• Er lacht viel.او زیاد می‌خندد.
• Dieses Haus ist viel höher als jenes.این ساختمان به‌مراتب بلندتر از آن یکی است.
• Was gibt es da schon viel zu tun?مگر آنجا چه کار زیادی هست که بشود کرد؟

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی