Freund
معانی
1. دوست (کسی که با او علایق مشترک و رابطهیِ اعتمادآمیز دارید)بیشتر▾
2. (استعاری) موجودی غیرانسانی یا چیزی که برایِ کسی مهم و عزیز استبیشتر▾
3. (استعاری) کسی یا نهادی که وظیفهیِ یاری و حمایت داردبیشتر▾
4. دوستپسر، مردی که با کسی رابطهیِ عاشقانه داردبیشتر▾
5. علاقهمند، طرفدارِ چیزی (کسی که چیزی را بسیار میپسندد یا از آن حمایت میکند)بیشتر▾
6. (سیاسی و دیپلماتیک) متحد؛ بازیگری که با او پیوندِ همکاری هست یا مطلوب استبیشتر▾
7. (محاوره) بهعنوانِ خطاببیشتر▾
معانی
1. (فقط در نقشِ مسندی با sein و bleiben) دوستمنش، خوشنیتِ نسبت به کسیبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
