1صفتAdjektiv

Gelb

[gɛlp]
Gelbgelberam gelbsten

معانی

• Die Schauspielerin erschien in einem gelben Kleid.بازیگر با لباس زرد ظاهر شد.
• Die Bäume ziehen ihre Nährstoffe aus den Blättern zurück, sie werden gelb und rot und fallen schließlich ab.درخت‌ها مواد مغذی را از برگ‌ها پس می‌گیرند، برگ‌ها زرد و قرمز می‌شوند و سرانجام می‌ریزند.
2
اسمNomen
das/[gɛlp]
جمع: Gelb(s)
ملکی: Gelbs

معانی

• Ein Gang in warmem Gelb führt in die Cafeteria.راهرویی به رنگ زرد گرم به کافه‌تریا می‌رسد.
• Der Schiedsrichter verhängte nur einmal Gelb.داور فقط یک بار کارت زرد داد.
• Er gab Gas, um die Ampel noch bei Gelb passieren zu können.او گاز داد تا هنوز با چراغ زرد از چراغ رد شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی