اسمNomen

Großmutter

die/[ˈgʀoːsmʊtɐ]
جمع: Großmütter
ملکی: der Großmutter

معانی

• Bis dahin hatte ihr zweiter Mann bei seiner Großmutter, die ihn erzogen hat, gelebt.تا آن زمان شوهرِ دومِ او نزدِ مادربزرگش که او را بزرگ کرده بود، زندگی کرده بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی