اسمNomen
Großvater
der
جمع: Großväter
ملکی: des Großvaters
معانی
1. پدربزرگ، پدرِ پدر یا مادربیشتر▾
• Plötzlich dachte ich wieder an meinen Vater und an meinen Großvater.ناگهان دوباره به یادِ پدرم و پدربزرگم افتادم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
