اسمNomen

Oma

die/[ˈoːma]
جمع: Omas
ملکی: der Oma

معانی

• Meine Oma hat damals für jedes ihrer Engelkinder einen Sparstrumpf gestrickt.مادربزرگم آن زمان برایِ هر یک از بچه‌هایِ فرشته‌اش یک جورابِ پس‌انداز بافت.
• Eine siebzigjährige Oma wurde an der Haltestelle bestohlen.زنی هفتادساله در ایستگاه دزدیده شد (کیفش را دزدیدند).
• Nicht, wenn du auf Omas stehst.نه، اگر به زن‌هایِ بزرگ‌تر علاقه داشته باشی.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی