اسمNomen

Opa

der/[ˈoːpa]
جمع: Opas
ملکی: des Opas

معانی

• Diese Woche sind in allen Bundesländern Sommerferien, und viele Kinder sind zu Besuch bei Oma und Opa.این هفته در همه‌یِ ایالت‌ها تعطیلاتِ تابستانی است و بسیاری از بچه‌ها به دیدارِ مادربزرگ و پدربزرگ رفته‌اند.
• Der geschäftstüchtige Opa hat seinen Stand auf dem Blumenmarkt an einer Ecke des Platzes.آن پیرمردِ کاسب‌کار غرفه‌اش را در گوشه‌یِ میدان، در بازارِ گل دارد.
• »Chinas heißester Opa«, titelten am nächsten Tag die Zeitungen.روزنامه‌ها روزِ بعد تیتر زدند: «جذاب‌ترین پدربزرگِ چین».

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی