اسمNomen
Opa
der/[ˈoːpa]
جمع: Opas
ملکی: des Opas
معانی
1. پدربزرگ (محاورهای و صمیمی)بیشتر▾
• Diese Woche sind in allen Bundesländern Sommerferien, und viele Kinder sind zu Besuch bei Oma und Opa.این هفته در همهیِ ایالتها تعطیلاتِ تابستانی است و بسیاری از بچهها به دیدارِ مادربزرگ و پدربزرگ رفتهاند.
2. (محاوره، شوخی) مردِ سالخوردهبیشتر▾
• Der geschäftstüchtige Opa hat seinen Stand auf dem Blumenmarkt an einer Ecke des Platzes.آن پیرمردِ کاسبکار غرفهاش را در گوشهیِ میدان، در بازارِ گل دارد.
3. (زبانِ جوانان) مردِ بزرگسالبیشتر▾
• »Chinas heißester Opa«, titelten am nächsten Tag die Zeitungen.روزنامهها روزِ بعد تیتر زدند: «جذابترین پدربزرگِ چین».
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
