در حال بارگذاری...

1حرف‌اضافهPräposition

hinter

[ˈhɪntɐ]

معانی

• Die Garage liegt hinter dem Haus.گاراژ پشت خانه است.
• Er setzte sich im Theater hinter einen jungen Mann.او در تئاتر پشت مرد جوانی نشست.
• Sie berieten hinter verschlossenen Türen.آن‌ها پشت درهای بسته رایزنی کردند.
• Er hat ein bewegtes Leben hinter sich.او زندگی پرماجرایی را پشت سر گذاشته است.
2
قید مکانLokaladverb
[ˈhɪntɐ]

معانی

• Ich gehe hinter.من به عقب می‌روم.
• Der Bissen will nicht hinter.لقمه پایین نمی‌رود.
3
صفتAdjektiv
[ˈhɪntɐ]
hinter—am hintersten

معانی

• Er bewohnt das hintere der beiden Zimmer.او در اتاق عقبی از دو اتاق زندگی می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی