در حال بارگذاری...

1حرف‌اضافهPräposition

vor

[foːɐ̯]

معانی

• Er stand vor dem Rathaus.او جلوی شهرداری ایستاده بود.
• Sie stellte sich vor den Spiegel.او جلوی آینه ایستاد.
• Er musste vor Gericht erscheinen.او باید در دادگاه حاضر می‌شد.
• Der Größe nach kommt Dresden vor Leipzig.از نظر بزرگی درسدن پیش از لایپزیگ می‌آید.
• Es ist fünf Minuten vor sieben.پنج دقیقه به هفت است.
• Der Dichter wurde hier vor zweihundert Jahren geboren.شاعر دویست سال پیش اینجا به دنیا آمد.
• Er ist vor mir an der Reihe.او پیش از من نوبتش است.
• Er sagte das vor den versammelten Schülern.او این را در حضور دانش‌آموزان گردآمده گفت.
• Er hat Angst vor dem Hund.او از سگ می‌ترسد.
• Sie zitterte vor Angst.او از ترس می‌لرزید.
2
قید مکانLokaladverb
[foːɐ̯]

معانی

• Freiwillige vor!داوطلبان پیش!
• Wo hast du Angst vor?از چه می‌ترسی؟
• Er wohnt nach wie vor in Berlin.او همچنان در برلین زندگی می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی