Klasse
معانی
1. گروه یا دستهای از اشیاء یا رویدادها با ویژگیهایِ مشترک؛ ردهبیشتر▾
2. (آموزش) کلاس؛ گروهی از دانشآموزانِ همپایه که با هم در یک اتاق آموزش میبینندبیشتر▾
3. (آموزش) پایهیِ تحصیلی؛ سالِ تحصیلیبیشتر▾
4. (مجازی) اتاقِ کلاسبیشتر▾
5. (جامعهشناسی) طبقه؛ گروهی از افراد با جایگاهِ اجتماعی، درآمد یا ارزشهایِ همسان (در مارکسیسم: گروهی که نسبتشان با ابزارِ تولید یکسان است)بیشتر▾
6. (ورزش) رده؛ گروهبندیِ ورزشکاران یا تیمها بر پایهیِ وزن، سن یا تواناییبیشتر▾
7. (زیستشناسی) رده؛ مرتبهای در ردهبندیِ جانداران میانِ شاخه و راستهبیشتر▾
8. (دانشگاه/آموزش) بخشِ موضوعی در یک مؤسسهیِ آموزشیبیشتر▾
9. (خودرو) ردهیِ وسیلهیِ نقلیه بر پایهیِ توان و تجهیزاتبیشتر▾
10. (گواهینامه) ردهیِ گواهینامهیِ رانندگی برایِ نوعی خاص از وسیلهیِ نقلیهبیشتر▾
11. (انفورماتیک) کلاس؛ الگو یا طرحی انتزاعی در برنامهنویسیِ شیگرابیشتر▾
12. درجهیِ کیفیتِ کالا یا خدماتبیشتر▾
13. درجهیِ خدمات (در حملونقل، بیمه و درمان)بیشتر▾
14. (قرعهکشی) ردّهیِ جایزهبیشتر▾
15. مهارتِ بالا و توانمندی؛ رتبهبندی بر پایهیِ تواناییبیشتر▾
16. درجهیِ کیفیتِ هنریبیشتر▾
17. (اصطلاحی) برازندگی و ظرافت؛ سبکِ برجسته (همچنین «große/absolute Klasse» یعنی عالی)بیشتر▾
18. وقار و بزرگیِ درونیبیشتر▾
معانی
1. (گفتاری) عالی، درخشان؛ آنچه شوق و تحسین برمیانگیزد (در لحنِ طعنهآمیز نیز میآید)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
